حکایت - صفحه 6

برچسب جستجو
هرمز را گفتند وزیران پدر را چه خطا دیدی که بند فرمودی گفت خطایی معلوم نکردم و لیکن دیدم که مهابت من در دل ایشان بی کران است.
کد خبر: ۹۰۲۷۶۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۶/۱۸

بفرمود تا غلام به دریا انداختند. باری چند غوطه خورد، مویش گرفتند و پیش کشتی آوردند.
کد خبر: ۹۰۲۷۶۵    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۶/۰۴

کد خبر: ۸۹۴۹۲۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۴/۲۴

کد خبر: ۸۹۴۹۲۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۴/۱۰

کد خبر: ۸۹۴۱۹۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۳/۲۷

کد خبر: ۲۴۸۷۴۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۱۰/۰۹

کد خبر: ۱۵۱۲۶۳    تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۱۰/۱۱

کد خبر: ۱۴۳۷۹۷    تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۰۸/۱۵

آخرین اخبار
پربازدید ها