فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۹۶۸۲۲
تاریخ انتشار: ۰۸:۰۱ - ۳۱-۰۲-۱۳۹۴
کد ۳۹۶۸۲۲
انتشار: ۰۸:۰۱ - ۳۱-۰۲-۱۳۹۴

حکایت جالب لعنت بر شیطان!

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!» لبخند زد.

پرسیدم: «چرا می خندی؟»

پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد»

پرسیدم: «مگر چه کرده ام؟»

گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»

با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»

جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»

پرسیدم: «پس تو چه کاره ای؟»

پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز!»

منبع: برترین ها
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
چگونه یک چراغ راهنمایی، تاریخ فوتبال را زیر و زبر کرد؟ جزیره‌ای در یونان که تولد و مرگ در آن ممنوع بود(+عکس) خیانت زناشویی؛ مشکلی که کمتر کسی درباره آن حرف می‌زند «کوزۀ گنج هخامنشی» در زیر یک خانۀ باستانی پیدا شد(+عکس) «ملکه بستنی‌ها»؛ زنی که بستنی مدرن را متحول کرد آی‌خانم؛ شهری یونانی که دو هزار سال زیر خاک افغانستان پنهان ماند(+عکس) عجیب‌ترین شهرهای جهان؛ از روستایی در دل آتشفشان تا سکونتگاهی در ارتفاع ۵ هزار متری (+عکس) راز فعالیت شبانه سوسک‌ها؛ چرا شب‌ها و در تاریکی دیده می‌شوند؟ بزرگترین دریاچه‌های جهان که در «زیر زمین» پنهان شده‌اند(+عکس) ۹ حقیقت درباره داریوش بزرگ هخامنشی چگونه تلخی سبزی سرخ شده را بگیریم ؟ از قورمه سبزی و خورشت کرفس تا انواع کوکو دانشجوی تاریخی که «بانوی مرگ» لقب گرفت (+عکس) گنج سکه‌های «خلافت عباسی» در یک روستا در روسیه از زیر خاک بیرون آمد(+عکس) ۱۰ عملیات نظامی جسورانه که به فاجعه ختم شد روایتی متفاوت از زنان دوره قاجار!