فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۳۰۰۱۳
تاریخ انتشار: ۰۰:۰۸ - ۲۴-۰۱-۱۳۹۳
کد ۳۳۰۰۱۳
انتشار: ۰۰:۰۸ - ۲۴-۰۱-۱۳۹۳

غول چراغ جادو و آخرین آرزو

یک روزمسئول فروش، منشی دفتر و مدیرشرکت برای ناهار به

سمت سلف سرویس قدم می زدند.

ناگهان چراغ جادویی روی زمین پیداکرده،

آن را لمس می کنندوغول چراغ ظاهرمی شود. غول میگه:

من برای هرکدام ازشمایک آرزو رابرآورده میکنم...

منشی می پره جلو ومیگه: « اول من، اول من!...

من میخوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شیک وهیچ نگرانی وغمی از

دنیانداشته باشم. »... پوووف! منشی ناپدیدمیشه...


سپس مسئول فروش می پره جلو ومیگه: « حالا من ،حالا من!... من میخوام توی هاوایی

کنارساحل لم بدم، یه ماساژورشخصی داشته باشم و یه منبع بی انتهای نوشیدنی

خنک وتمام عمرم حال کنم. » ... پوووف! مسؤل فروش هم ناپدیدمیشه...


سپس غول به مدیرمی گوید:حالانوبت توئه... مدیرمیگه: « من می خوام که اون دوتا

هردوشون پس ازناهار توی شرکت باشن » !


نتیجه اخلاقی اینکه همیشه اجازه دهید اول رییس تان صحبت کند!


برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
اگر مدتی است که دائم منتظر یک اتفاق بد هستید، این راهکارها کمک می‌کند رابطه مخفی میان الیزابت اول و امپراتوری عثمانی چگونه دختران روستایی، معجزه اقتصادی ژاپن را رقم زدند؟ یک اتفاق عجیب ؛ دکمه کثیف سکه نادر 900 ساله از آب درآمد از بین بردن انواع لکه روی لباس با مواد ساده خانگی + جدول این جمله‌ها را درباره خودتان نگویید؛ حتی به شوخی! / به این چند دلیل مغزتان باور می‌کند 12 رودخانه مشهور جهان که نقش مهمی در زندگی بشر داشته‌اند(+عکس) دفتر خاطرات یک ژنرال آلمانی، نقشه‌های هیتلر برای روسیه را فاش کرد با این تست متوجه می‌شوید که مناسب چه شغلی هستید؟ میدان سلطان احمد استانبول؛ ۱۷۲ سال پیش (+عکس) چرا پنج تا انگشت شبیه هم نیستند؟ فرمول هفت نوشیدنی خنک تابستانی برای فرار از گرمازدگی می‌دانید فلسفه «هر کس خربزه می‌خوره باید پای لرزش بشینه» چیست؟ + فواید خربزه چرا پول آمریکا سبز است؟ همسران و حرم‌سرای اورنگ‌زیب؛ پشت‌پرده قدرت امپراتوری