فیلم بیشتر »»
کد ۲۳۱۳۶۵
انتشار: ۱۲:۱۰ - ۲۰-۰۶-۱۳۹۱

داستان ماهی کوچولو و ما آدم ها!

   ماهی مون هی می خواست یه چیزی بهم بگه . تا دهنشو وا می کرد آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه . دست کردم تو آکواریوم درش آوردم . شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن . دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو . اینقده بالا پایین پرید خسته شد وخوابیـــد . دیدم بهترین موقع است تا خوابه دوباره بندازمش تو آب.  الان چند ساعته بیدار نشده  یعنی فکرکنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده  و خودشو زده به خواب... .

 این داستان رفتار بعضی از آدم هایی است که کنارمونند. دوستشون داریم و دوستمون دارند ولی ما رونمی فهمند و فقط تو دنیای خودشون دارند بهترین رفتار را با ما  می کنند
برچسب ها: ماهی ، داستان
ارسال به دوستان
بهترین راه‌ برای کاهش نشخوار فکری و بازگرداندن آرامش به زندگی روزمره شش نوع انگیزه شکل دهنده موفقیت شغلی و شخصی؛ چرا بعضی افراد تا آخر مسیر دوام می‌آورند و بعضی‌ها نه؟ تفاوت کودک خلاق و درس‌خوان؛ از ترس اشتباه تا جسارت تجربه‌کردن تاکنون مزه «خورش دروغگو» را چشیده اید؟ چرا بعضی بچه‌ها رئیس خانه می‌شوند؟/ این اشتباه تربیتی اقتدار والدین را زیر سوال می برد راز «فسیل‌های دریایی» 450 میلیون‌ساله که روی «قلۀ اورست» پیدا می‌شوند(+عکس) این گردترین حیوان جهان است (+عکس) ترفندهای نظامی فریبکارانه در طول تاریخ؛ از اسب تروآ تا جنگ‌های نوین آیا شاهدخت‌های مصری جنگجو بودند؟ کشف شواهد تازه از مومیایی‌های زن کمان‌دار مرموزترین «در» جهان بعد از 12 هزار سال باز می‌شود زرافه‌ها هم ریاضی بلدند ۵ راهکار طلایی برای تقویت تمرکز کودکان ۱۰ نقل‌قول بامزه از آلبرت اینشتین؛ نابغه‌ای که شوخ‌طبع هم بود این شهرها تا سال ۲۰۵۰ زیر آب می‌روند؛ زنگ خطر برای جاذبه‌های مشهور جهان (+عکس) تنها پستانداری که برای زنده ماندن در تاریکی رنگ چشم خودش را عوض می‌کند