فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۸۸۶۳۷
تاریخ انتشار: ۱۷:۵۶ - ۱۷-۰۸-۱۳۹۰
کد ۱۸۸۶۳۷
انتشار: ۱۷:۵۶ - ۱۷-۰۸-۱۳۹۰

آرزو

همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود ؛ نوبت به او رسید : "دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟" گفت: می خواهم به دیگران یاد بدهم، پس پذیرفته شد! چشمانش رابست، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ درآمده است. باخودگفت : حتما اشتباهی رخ داده است! من که این را نخواسته بودم؟!

سالها گذشت تا اینکه روزی داغ تبر را روی کمر خود احساس کرد ، با خود گفت : این چنین عمر من به پایان رسید و من بهره ی خود را از زندگی نگرفتم! با فریادی غم بار سقوط کرد و با صدایی غریب که از روی تنش بلند میشد به هوش آمد!

حالا تخته سیاهی بر دیوار کلاس شده بود!
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
اگر مدتی است که دائم منتظر یک اتفاق بد هستید، این راهکارها کمک می‌کند رابطه مخفی میان الیزابت اول و امپراتوری عثمانی چگونه دختران روستایی، معجزه اقتصادی ژاپن را رقم زدند؟ یک اتفاق عجیب ؛ دکمه کثیف سکه نادر 900 ساله از آب درآمد از بین بردن انواع لکه روی لباس با مواد ساده خانگی + جدول این جمله‌ها را درباره خودتان نگویید؛ حتی به شوخی! / به این چند دلیل مغزتان باور می‌کند 12 رودخانه مشهور جهان که نقش مهمی در زندگی بشر داشته‌اند(+عکس) دفتر خاطرات یک ژنرال آلمانی، نقشه‌های هیتلر برای روسیه را فاش کرد با این تست متوجه می‌شوید که مناسب چه شغلی هستید؟ میدان سلطان احمد استانبول؛ ۱۷۲ سال پیش (+عکس) چرا پنج تا انگشت شبیه هم نیستند؟ فرمول هفت نوشیدنی خنک تابستانی برای فرار از گرمازدگی می‌دانید فلسفه «هر کس خربزه می‌خوره باید پای لرزش بشینه» چیست؟ + فواید خربزه چرا پول آمریکا سبز است؟ همسران و حرم‌سرای اورنگ‌زیب؛ پشت‌پرده قدرت امپراتوری