فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۵۰۴۱۹
تاریخ انتشار: ۰۹:۳۷ - ۲۷-۱۲-۱۴۰۴
کد ۱۱۵۰۴۱۹
انتشار: ۰۹:۳۷ - ۲۷-۱۲-۱۴۰۴
"جنگ نوشت" های احسان محمدی

شلیک به بادبادک و «بادبادک‌باز»

طالبان
«بادبادک‌باز» کتابی سیاسی یا تاریخی نیست اما خواننده را به روزگاری می‌برد که رژیم افغانستان در میان بی‌خبری و خیالپردازی مردم سقوط می‌کند و این کشور دست‌خوش مصیبت‌هایی می‌شود که حتی تا همین امروز ادامه دارد.

عصرایران؛ احسان محمدی - « ... وقتی طالبان آمدند و متحدین را از کابل بیرون کردند، من راست راستی در خیابان رقصیدم. باور کن که در این قضیه تنها نبودم. مردم جشن گرفتند، به نیروهای طالبان در خیابان‌ها تهنیت می‌گفتند و از تانک‌هایشان بالا می‌رفتند و جلوی دوربین‌ها ژست گرفتند. مردم از جنگ خسته بودند، از موشک‌ها، از تیراندازی‌ها و انفجارها خسته بودند ...» 

این را «خالد حسینی» در کتاب و تلخ اما مشهور «بادبادک‌باز» می‌نویسد. سال 2003. اندکی بعد از 11 سپتامبر و حمله به برج‌های دوقلو و جنگ امریکا در افغانستان. قصه دوستی و خیانت و بهای وفاداری میان «امیر» و «حسن». دو پسر بچه که هر چه عمرشان طولانی‌تر شد، زخم‌های روح و جسمشان بیشتر عفونت کرد.

«بادبادک‌باز» کتابی سیاسی یا تاریخی نیست اما خواننده را به روزگاری می‌برد که رژیم افغانستان در میان بی‌خبری و خیالپردازی مردم سقوط می‌کند و این کشور دست‌خوش مصیبت‌هایی می‌شود که حتی تا همین امروز ادامه دارد.

قصه زندگی دو پسر است که از یک پستان شیر نوشیده‌اند اما جنگ داخلی و برادرکُشی‌های پس از آن، خانه‌شان را ویران، درخت انارشان را خُشک و عزیزانشان را به گلوله و مین سپرد. جنگی که در آغاز شبیه نعمت بود. شبیه بارانی که بعد از یک خشکسالی باریده بود و مردم بر سر و چشم طالبان به عنوان نجات‌دهنده بوسه می‌زدند و خبر نداشتند که در این گوشه دنیا قرار نیست «جنگ» راه حل شود. اینکه تکه‌های آهن تن آدم‌ها را پاره می‌کنند و بوی وحشی باروت و وقیح خون، عطر دلنشین زندگی نمی‌شوند.

ناامیدی، خستگی از عدم اصلاح و تغییر و دل بستن به رویای اینکه آدم‌های تفنگ به دست، آزادی و رهایی بیاورند معمولاً فاجعه خلق می‌کنند. حتی آن‌ها که این را می‌دانند هم خیلی وقت‌ها نمی‌توانند مقابل سیل کسانی مقاومت کنند که دنبال راه‌حل ساده و فوری برای خوشبختی می‌گردند و در نتیجه جنگ‌ها از راه می‌رسند و ... 

خالد حسینی در این کتاب جمله دیگری را هم از قول پدر «امیر» در مورد «گناه» می‌گوید: «فقط یک گناه وجود دارد، فقط یکی. آن هم دزدی است. هر گناه دیگری صورتِ دیگرِ دزدی است. حرفم را می‌فهمی؟ ... وقتی مردی را بکُشی، زندگی را از او دزدیده‌ای. حق زنش را برای داشتن شوهر دزدیده‌ای، حق بچه‌هایش را برای داشتن پدر. وقتی دروغ بگویی، حق طرف را برای دانستنِ راست دزدیده‌ای. وقتی کسی را فریب بدهی، حق انصاف و عدالت را دزدیده‌ای، می‌فهمی؟»

و جنگ به تنهایی همه این کارها را می‌کُند.

ارسال به دوستان
captcha
شرط بازگشایی تنگه هرمز از زبان عراقچی بازگشت سردار آزمون به تیم ملی؛ دیدار با تراکتور پیش از فیفادی مهر سرنوشت بیرانوند چه می‌شود؟ انتخاب بین ملوان و فجرسپاسی یا لیگ یک انفجار در جنوب عربستان و فعال شدن آژیرهای هشدار رکورد ۲۰ ساله مسی شکست؛ ماستانتونو جوان‌ترین آرژانتینی هت‌تریک کرد آخرین مهلت اظهارنامه مالیاتی اشخاص حقوقی اعلام شد؛ تمدید در کار نیست کلاهبرداری با رسید بانکی جعلی؛ انهدام باند سازمان‌یافته در تهران یمن: ادعای اصابت موشک‌ به مسجدی در عربستان صحت ندارد روسیه: حملات اوکراین، امنیت نیروگاه اتمی زاپوریژیا را به خطر انداخت پزشکیان: بریکس حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را محکوم کرد برخورد بانک مرکزی با ۱۱ رئیس شعبه متخلف در نقل‌وانتقال ارقام کلان درخواست مجلس برای پرداخت معوقات فرهنگیان بازنشسته و اصلاح احکام تصویر جمشید رجبری، شهید حمله آمریکا به کشتی کانتینربر آخرین وضعیت کووید ۱۹ و آنفلوآنزا؛ افزایش موارد مثبت کرونا در ایران لیدی گاگا مادر شد
نظرسنجی
پیش بینی شما از تقابل ایران و آمریکا از 3 ماه آینده؟